نهضت اسلامی افغانستان


پیشگفتار
نویسنده: قاضی عبدالحی فقیری
قسمت: اول
نیمه اخیر قرن چهاردهم هجری شمسی سالهای جهاد ومبارزه شدید مردم افعانستان بر ضد استعمار شرق و غرب بود درست چهار سال قبل ار اغاز نیمه دوم به دنیا امده بودم دو سال بعد از ولادتم در بهار ۱۳۴۸ نهضت اسلامی توسط دوازده تن از محصلین پهنتون کابل اساس گذاشته شده بود که همین نهضت علمبردار و پیش قراول مبارزه وجهاد مردم افغانستان بر ضد کمونیزم و بر ضد صلبی ها در جریان سالهای کودتای کمونستی واشغال افغانستان توسط روس وسپس توسط آمریکا و ناتو گردیده جنگ های ضد کموستی وضد صلیبی مردم افغانستان را رهبری کرد.
در نیمه اول بعد از آزادی کشوراز استعمار انگلیس توسط مردم مجاهد افغانستان متاسفانه قدرت سیاسی به دست بیگانه پرستان افتیده بود که جهاد مردم افغانستان به ضد انگلیس را به نفع مجاهدین واهداف مقدس اسلامی انها مدریت نکرده بلکه به اشاره انگلیس و سپس روسها کشور را بسوی فقر وبیچارگی سوق داده وخود عیاشی و خوشگذرانی کردند در سالهای اول تولد من وتاسیس نهضت ظاهرشاه حاکم بود که چهل سال حکم رانده و تمام این سالها را در خوشگذرانی سپری نموده وهیچ حرکتی برای رشد وترقی کشور انجام نداد در سایه حکومت او احزاب کمونستی طرفدار روس وچین درچمن زار کشور چون گیاه ارزه به سرعت رشد کردند.
وقتی نهضت اسلامی به مبارزه ضد کموستی ساحه اکادمیک کشورآغاز کرده آهسته آهسته چوچه های پرورش یافته توسط کاجی بی را به حاشیه راند ، روس ها یک مهره قومی رژیم شاهی را به کودتا بر ضد ظاهر شاه به شرط تشویق پشتیبانی قومی کردند که نهضت اسلامی را سرکوب کند و چهره های سرشناس طرفدار روس را از حزب کمونست خلق پرچم در قدرت سهیم سازد او با اشعار سرکوبی نیروهای ارتجاعی که به گفته و سد بزرگی دربرابر نیروهای مترقی هستند قدرت ساسی را بدست گرفته و به این ترتیب اولیمن کودتای کموستی با شعار جمهوریت در کابل در ۲۶ سرطان سال ۱۳۵۲ توسط داود صورت گرفت.
مقدمه
الحمدلله رب العالمین وصلات والسلام علی قائد المجاهدین و علی آله وصحبه ومن دعی بدعوته الی یومدین
نوشتن رويدادهای معاصر در زنگی عرضی جاه افتاده از قدیم الزمان است این کار گاهی بسیار مختصر به عنوان خاطرات زندگی صورت میگیرد و گاهی هم نسبتا مشرح تر بوده وجیزی شبیه تاریخ معاصر محل زندگی نویسنده به طور خلاصه میباشد بنده نیز خواستم حوادثی ازدوران زندگی خود را به طور پراگنده جمع آوری نموده ویاد گاری برای حصول تجربه برای نسل های بعدی به میراث بگذارم بخاطرتقدیم فشرده یی از حالات ساسی کشور برای خوانندگان عزیز در سالهای قبل وبعد از ولادتم لازم دیدم متن سخنرانی محترم گلبدین حکمتیار امیر حزب اسلامی افغانستان را که به مناسبت هژدهمین سالگرد تاسیس حزب اسلامی ایراد فرمودند در این مقدمه با اندکی اختصار درج نمایم ایشان در ارتباط اوضاع افغانستان قبل از تاسیس نهضت اسلامی چنین فرموده اند پس از انکه امان الله به دست ملت سقوط کرد به دو دلیل یک حکومت مستحکم و نیرومند در افغانستان تاسیس نگردید و انقلاب ملی به تشکیل حکومت اسلامی فتح نشد اول قیام غیرمنظم عاطفی بود امان الله از اروپا برگشت ، از تمدن اروپا متاثر بود و ان را با همان طبیعت شهزادگی خود هماهنگ یافت ولی از این تمدن برای افغان ها مرد کلای شپو وپتلون نکتایی برای زن ها منی ژوب و عریانی تحفه اورد اودر اروپا شنیده بود که با بستن دروازه های کلیسا وخفه کردن صدای کشیش وازادی و ازقید دین میتوان به ترقی تمدن رسید وازعقب ماندگی ها نجات حاصل کرد بمجر دیکه به وطن برگشت چادر ملکه رادر محفلی از سرش برداشت به سلمان ، نانوای٬خیاط ، دوکاندار۰۰۰امرکرد که پس از این شپوداشته باشندونکتای بزنند باد عوض لباس ملی که شاه ازآن احساس حقارت میکرد وآنرا مظهر عقب مانده گی تلقی میکرد پتلون بپوشند میخواست همه موانع در راه این هدف را با خوشنت بگوید مسلما علیه چنین اقدامی قیام ملی براه می افتاد متاسفانه قیام ملی در ورای خود حزب منظم وبا برنامه نداشت.
دومین دلیلی که پس از سرنگونی امان الله خان این انقلاب نتوانست به یک حکومت اسلامی وتاسیس جامعه اسلامی متنج شود این بود که این قیام دارای قیادت نیرومند ومستعد اسلامی نبود حبیب الله خادم دین رسول لله در حالیکه ازتن ملت برخواست بود واز خواست ملت نمایندگی میکرد ولی متاسفانه سواد نداشت از تجربه کافی محروم بود دوستان صالح نداشت سابقه مبارزه سیاسی در صف منظم نداشت وهم شعار های حکومت حبیب الله خادم دین رسول لله دشمنان خارجی را به وحشت انداخت و برای انان ترس ورعب ایجاد کرد انها میدانستند اگر در نتیجه شکست انگلیس ها و به تعقیب یک انقلاب ملی اسلامی حکومت اسلامی در افغانستان تاسیس شود چنین حکومت برای منافع روس وبرای منافع انگلیس در این منطقه خطر بزرگ است انگلیس ها نادر را از فرانسه با امکانات کافی از طریق پاکستان واز راه پاره چنار به افغانستان فرستادند وعوامل فرومایه خود را در افغنستان تشویق کردند تا در پهلوی نادر خان بایستند وبا او همکاری کنند انگلیس ها در قبری زیر درختی و در گوشه یی سلاح را دفن میکردند فردا و عوامل شان به مردم میگفت خواب دیدم در فلان منتقه زیر درختی یا درقبری سلاح دفن است گویا که به او الحام شده میرفتند سلاح را بیرون میکردند طرفدارن نادر را مسلح میکردند در این سخن هیچ کس نمیتواند شک کند که نادر غدار طی پلان میرویس وسنجیده انگلیس ها به افغانستان فرستاده شد پس خون ریزی های زیاد و جنگ های طولانی میان طرفداران حبیب الله خادم دین رسول لله و طرفداران نادر جلاد که از حمایه وسیع انگلیس برخوردار بود نادر توانست کابل را فتح کند حبیب الله با طرفدارانش به کوه های شمالی عقب نشینی کرد و از انجا خواست مقاومت خود را ادامه دهد ولی عده ای از اعضای خاندان مجددی که چون وفدی بخاطر اقناع حبیب الله نزد او فرستاده شده بودند به او اطمینان دادند که نادر به او خیانت نمی کند واگر به مقاومتش پایان بخشد در نتیجه تفاهم و مصاله مسائل حل خواهد شد. ساده دل که روحانیون اعتماد داشت و نمی خواست خونریزی ادامه پیدا کند با دست خالی به کابل امد و مطمن بود که نادر به دلیل اینکه در قران کریم امضا کرده و قران امضا شده را به او فراستاده است وهستی معتبر از روحانیون را نزد اواعزام داشته به روحانیون نخواهد کرد ولی نادر خیانت کرد و باوجود قسم و تعهد در قصر خود او و همراهانش را به شهادت رساند نادر خاین نیز پس از مدت کوتاه به جزای عمل خود رسیده توسط مرد مبارزی اعدام انقلابی شد ظاهر که پسر خورد سالی بود چون سمبولی برتخت نشانده شد قدرت بدست افرادی چون هاشم خان شاه محمود و داود قرار گرفت دوره صدارت داود مشکل ترین دوره برای ظاهر شاهد بود زیرا از یکطرف داود به عنوان قدرمند همه صلاحیت ها در اختیار داشت و از طرف دیگر ظاهر به مرحله جوانی خود رسیده بود و دوست نداشت به حیث یک سمبول بی صلاحیت عمل کند داود که ازحمایت روسها نیز برخوردار بود در برابر شاه وخواسته هایش مانع میشد شاه به مشوره عده ای حواریونش و به منظور کنار زدن داود و جلب حمایه روس دست به دو اقدام زد ۱ پارلمان و حکومت منتخب تاسیس شود و دواد کنار زده شود سیستم دو حزبی در افغانستان بوجود اید حزب شاه حزب حاکم باشد و حزب کمنوست طرفدار ماسکو به عنوان مخالف به رسمیت شناخته شود لویه جرگه دائر شد قانون اساسی تصویب گردید انتخابات به راه افتاد پارلمان تشکیل شد اولین صدراعظم منتخب از جمله غلام بچه های شاه انتخاب گردید و جای صدراعظم های خاندانی را که مایه خطر برای شاه بود گرفت و به این ترتیب یک دیموکراسی فریبنده قلابی وشکلی از طرف شاه به ملت عطا شد سردار دواد تصمیم گرفت خود را به روس ها بیشتر نزدیک کند و درزمینه تاسیس حزب کمونست به انها همکاری کند تحت سرپرستی داود جلاد حزب کمونستی خلق به عنوان اولین حزب رسمی قلنونی تاسیس شد داود به عنوان بنیان گزار و مونس کمونیزم در افغانستان از طرف روس و اقمارش تقدیر شد این حزب دفترش در کابل باز نمود نشریه به نام خلق به چاب رساند در اولین شماره جریده خلق مرامنامه حزب به نشر رسید و در همین شماره از شاه به عنوان مترقی ترین شاه آسیا ستایش کرد اما تاسیس حزب شاه در نیمه راه متوقف شده و کسانی که برای این کار مامور بودند در کارشان ناکام ماندن با استفاده از این فرصت کشور های دیگر نیز برای حفظ منافع خوددر افغانستان به حزب سازی متوسل شدند چین حزب دیمکراتیک نوین ( شعله جاوید ) آلمان غرب حزب سوسیال دیموکرات ( افغان ملت ) و امریکا حزب دیموکرات مترقی ( مساوات ) را تاسیس کردند ساحه کار همه احزاب موسسات علمی کشور در راس ان پوهنتون بود کسانی که در سطح رهبری این احزاب قرار داشتند از طبقه حاکم وزیر زاده ها و جنرال زاده ها بودند نه به زبان مردم آشنا بودند و نه از درد شان اگاه نه خودشان بر خواسته از متن ملت بودند ونه شعارهایشان ترجمان خواسته های ملت در پوهنتون شعار میداد ند کارگران جهان متحد شوید از دیگران تقلید میکردن و از کتاب های خارجی ها اموخته بودن به همین دلیبل توانستن در ملت نفوذ کنند و ملت را به قیام وادارند کار هایشان به کودتاهای عسکری منتج شد همین ها بودند که بلاخره فاجه کردند قوای بیگانه را دعوت نودند تا به زور انها بر ملت تحمیل شوند در این مرحله گروه منظم اسلامی وجود نداشت وحزب منظم اسلامی تشکیل نشده بود بارزات انفرادی وفعالیت های مقطعی صورت میگرفت علمای زیادی به طور شخصی و انفرادی با فساد و ظلم مقابله کردند به زندان ها کشیده شدن تهدید شدند و یا به شهادت رسیدند بنابر مبارزات حق طلبانه همین علمای حق بود که وجود مساعی حکومت فاسد ومزدور در برچیدن بساط اسلام ۰ اسلام با قوت خود میان مردم باقی مانده است دلیل اینکه چرا حزب نیرومند و منظم اسلامی در کشور وجود نداشت روشن است علمای کشور ما که باید نهضت را رهبری میکردند مظلوم ترین و محروم ترین طبقه کشور مارا تشکیل میدادند حالت فقر و احتیاج علما نمیگذاشت تا حرکت منظمی به راه بیندازند من باور دارم هیچ قشری مظلومتر و محرومتر از علما نبوده ونظام حاکم علما درارز صحنه رهبری وقیادت مردم نیز کنار زده بود وانرا به اربابرب وملک و خان سپرده بود انها از به میان امدن تشخیص ملا ۰۰۰۰۰ عالم در بین علما در هراس بودند تاخطر ای برای انان ایجاد نکند ان عده از علمای حقانی که با وجود شرایط نامناسب حرکتی را براه انداخت اند ذریه روحانی نماهای در باری سرکوب شده اندروحانی های درباری هر اقدام غیر اسلامی زمامداران را توجیه نموده وآنرا صد در صد اسلامی جلوه میدادند مثل درباریان فرعون که از سگردین با دین مقابله می پرداختند بلاخره در سیزدهم حمل ۱۳۴۸ ذر پهنتون کابل طی اولین جلسه اعضای نهضت مجلس موسسان نهضت که در یکی از صنوف پهنتون شرئات دایر شد اساس این جنبش گذاشته شد ما دوازده نفر بودیم استاد عبدالریم نیازی که بیمار شد وبه گمان اغلب به اشاره نظام در شفاخانه مسموم گردید وبه شهادت رسید مولوی حبیب الرحمن شهید که در حملیات ۱۳۵۴ در لغمان دستگیر گردید وبعدا در زندان به اعدام محکوم شد انجنیر حبیب الرحمن شهید که به اتمام رهبری کودتای عسکری علیه نظام داود دستگیر شده و اعدام محکوم گردید داکتر محمد عمر شهید که در اثنای عملیات مسلحانه علیه نظام داود در کشه دستگیر شد و بعد ها به اعدام محکوم گردید انجنیر سیف الدین نصرتیار که در زمان داود دستگیر شده و بعد از کودتای ترکی تیرباران شد استاد غلام ربانی عطیش استاد عبدالقادر توانا سید عبدالرحیم آغا استاد عبدالحبیب حنانی که همه در زمان داود دستگیر گردیده بودند با نصرتیار یکجا به شهادت رسیدند خواجه محفوظ منصور که رهبری عملیات پنجشیر را در ۱۳۵۴ به عهده داشت در حالت زخمی دستگیر بعد ها اعدام شد استاد گل محمد فارغ از پوهنحی شریئات که در پنجشیر دستگیر گردیده وبعد ها به شهادت رسید من هم افتخار شمولیت در مجلس را داشتم متاسفانه نه تنها من از سعادت و شهادت محروم مانده ام در نخستین جلسه فیصله نمودیم تا شب نامه تهیه و نشر گردد این شب نامه ماهیت دولت و احزاب موزدور و سازش میان این دو را همراه با وظایف مسلمانان در برابر انها منعکس سازدحقیقت امر این است که مرحوم استاد عبدالرحیم نیازی نقش رهبری کننده را در این داشت گرچه بطور رسمی چنین فیصله نشده بود که بعنوان زعیم و امیر نهضت شناخته شود ولی به طور عملی قیادت و رهبری نهضت را عهده داشت نهضت در مدت کمی و با سرعت زایدالوصفی در مدت کمی میان تحصیل کرده ها نفوذ کرد دیری نگذشت که همه اقشار ملت بلا استثنا به شمول علمای و تحصیل کرده هاو روشنفکران در این صف مرصوصی جمع شدند نهضت بجای سازش با دولت مواضع خشن و انحطاف ناپزیر علیه رژیم اتخاذ کرد با قاطعیت با رژیم بر خورد کردیم وانرا عامل همه مفاسد و مظالم شمردیم مشاهده کردن که احزاب چپی با همه ادعاهای پر طمطراق شان از حمایت دولت بر خوردار اند و دولت تهصیلات کافی در اختیار انها می گزارد ولی نهضت اسلامی به عنوان یک خطر بزرگ وجدی شناخته شده و با همه قاطعیت با رژیم بروز میکند به یقین داشتند که اسلام بر خلاف تبلیغاتی که کمونست ها به راه انداخته اند درخدمت نظام وتوجیه عمل کرد های فاسد ان نیست بنام همگی فوج فوج به نهضت اسلام روی اوردند طوریکه در دور دوم انتخابات دوم اتحادیه محصلان دو ثلث آراد را به دست اوردن این بسط وگسترش روز افزون هم برای دستگاه هم برای روسها غیر قابل تحمل بود و عواقب ان را خطرناک تلقی میکردند یکی از طرفداران شاه در زندان داود گفته بود به شاه از ناصیه بیرق های سرخ اظاهر تشویش کردم گفت خطری از این بیرق های سرخ متوجه ما نیست خطر از ناهیه بیرق های سبز است رژیم تصمیم گرفت تا غرض جلوگیری از نفوذ نهضت در بین ملت علما را از نهضت جدا کند و در تشکیل جداگانه یی تحت چتر یکی از حواریون تظام قرار دهد واین خطرناک ترین ضربه علیه نهضت اسلامی بود ولی با سقوط نظام ظاهر شاه این مشکل بزرگ حل شد و علما جوانان و همه اقشار ملت دوش بدوش هم در صف واحد به مبارزه خود ادامه دادند بالاخره رژیم ظاهر شاه توسط کودتای سفید داود سقوط کرد و مابا مرحله جدید یکه پرآزمون ها بود ومملو از اختیارات بود روبر شدیم داود امده بود تا نهضت اسلامی را سرکوب کند واز کمونست ها در برابر نهضت اسلامی دفاع کند کودتای داود به کمک روسها و به اشتراک عملی حزب خلق و پرجم ذریعه افسرانی که در روسیه تربیه شده بودند صورت گرفت و روسها داود را جون مقدمه یی برای اقدامات بعدی خود به قدرت رساندند داود در اولین خطابه خود در توضیع انگیزه کودتای خود گفت ما خاطر دفاع از نیروهای مترقی که مورد تعرض نیروهای ارتجای قرار گرفته بود انقلاب کردیم برای نهضت اسلامی جز راه تصادم با رژیم باقی نماند سکوت وانتظار پایه های رژیم را مستحکم میساخت و نهضت اسلامی به تدریج سرکوب میشد تصمیم گرفته شد تا در اردو کار کنیم مسولیت کار در اردو به دوش انجنیر حبیب الرحمن شهید سپرده شد ایشان دستگیر شدند و من که تازه از زندان رها شده بودم این مسولیت به من سپرده شد کار در اردو خیلی موثر بود و نتایج بالای از انتظار را داشت عده زیادی صاحب منصبان مومن در اردو با نهضت تعهد کردند که بعد ها در اثنای انقلاب خیلی ها مفید تمام شد و کارهای بزرگ را به نفع انقلاب انجام دادند در نظر بود تا عملیات مسلحانه ملی با اقدامات عسکری توام باشد هم اردو حرکت کند و هم عملیات مسلحانه درهمه کشور براه بیفتد برای اولین بار در نیم قرن اخیر عملیات مسلحانه علیه رژیم داود صورت گرفت در سرخرود بتی کوت کننر لغمان پکتیکا پنجشیر و کابل در گیری صورت گرفت عملیات لغمان را مولوی حبیب الرحمن پنجشیر را خوجه محفوظ منصور سرخرود را آدم خان بتی کوت را عزیزالرحمن عبدالرحیم ودیگران رهبری کردند به پاکستان سعودی ایران و مصرسفر کرد و به سفر عمره رفت همچنان این عملیات و نهضت اسلامی را به عنوان یک قوت نیرومند در این ملت مطرح کرد افرادی مخلص زیادی در همین مرحله نه صفوف نهضت پیوستند و نام جوانان مسلمان نیز بدلیل اشتراک همه اقشار ملت در نهضت به حزب اسلامی تبدیل شد تغیر سیاست داود روسها را به سرنگون کردن رژیم داود وادار کرد کمونستان به اشتراک پیلوت های روسی کودتای هفت ثور را براه انداخته همه قطعات اردو دراطراف کابل بمبارد شد و روز های کودتا پازده هزار نفرکشته شد کودتای ترکی را به عنوان نابغه شرق رئیس جمهورو استاد همه کمونستها معرفی کرد کمونست ها در ظرف چند ماه ده هزار نفر را از سراسر کشور به شهادت رساندند ترکی از طریق رادیو به هواداران خود گفت اخوانی ها چون مار هستند و هر کدام تان هر کجای انها را بکشید از نظر انها هر کس را در حال وضوگرفتن میدند اخوانی و قابل کشتن میدانستندحزب امادگی قبلی داشت به روز دوم کودتا در زیروک به عملیات مسلحانه آغاز کرد اگر امادگی و تجارت مسلحانه نهضت نمیبود افغانستان به سرنوشت تجاری مواجه میشد الحمدلله در نتیجه سیاست اسلامی حزب و مواضع قاطع اش امروز جهاد اسلامی ما در سراسر جهان الگو برای همه ملت های مسلمان است و همگی به افغانها و جهاد نشان احترام دارند به طور خلاصه جریانات سالهای قبل و بعد ازداود همانی بود که بیانیه حکمتیار امیر احزاب اسلامی افغانستان امده بود ببنده درین نوشته یاد داشت های خود را زهمین سالها آغاز میکنیم که آغاز سخن از سالهای قبل و بعد از تاسیس نهضت اسلامی افغانستان خواهد بود.
و من الله توفیق
کابل شرک طلای
میزان ۱۴۰۲ ه ش
