جنگ ایران، امریکا و اسرائیل در آیینه واکنش های جهانی
خبر
ذبیح الله ابراهیمی
2/28/2026


تحولات نظامی اخیر در خاورمیانه پس از حملات مشترک امریکا و اسرائیل بر اهدافی در داخل ایران، جهان را وارد یکی از حساسترین مراحل ژئوپولیتیکی دهههای اخیر ساخته است؛ مرحلهای که بسیاری از دولتها، نهادهای بینالمللی و قدرتهای بزرگ آن را نه صرفاً یک عملیات نظامی محدود، بلکه آغاز یک بحران خطرناک برای امنیت جهانی توصیف کردهاند. بر اساس گزارش خبرگزاریهای بینالمللی، این حملات با واکنش فوری ایران همراه شد و تهران آن را نقض آشکار منشور سازمان ملل و تجاوز علیه حاکمیت یک کشور مستقل خواند و در پاسخ، حملات موشکی و پهپادی علیه اهداف اسرائیلی و پایگاههای نظامی امریکا در منطقه انجام داد.
در سطح جهانی، مهمترین واکنشها از سوی قدرتهای رقیب امریکا شکل گرفت؛ روسیه این عملیات را «اقدام از پیش طراحیشده و تجاوز مسلحانه بدون تحریک» علیه یک عضو سازمان ملل توصیف کرده و هشدار داد که چنین حملاتی میتواند منطقه را به سوی فاجعه انسانی، اقتصادی و حتی خطرات گسترده امنیتی سوق دهد. مسکو خواستار توقف فوری عملیات و بازگشت به دیپلماسی شد و حمایت خود را از طرح ایران برای نشست اضطراری شورای امنیت اعلام کرد. این موضع در واقع نشاندهنده تلاش روسیه برای تثبیت خود بهعنوان بازیگر مقابل سیاستهای یکجانبهگرایانه غرب و تقویت محورهای سیاسی جدید در برابر نفوذ امریکا ارزیابی میشود.
چین نیز با ادبیاتی محتاط اما صریح، حملات نظامی را عامل تشدید بحران دانسته و بر احترام به حاکمیت کشورها و ضرورت توقف فوری درگیری تأکید کرده است. مقامات چینی هشدار دادهاند که ادامه جنگ میتواند ثبات انرژی، تجارت جهانی و مسیرهای اقتصادی بینالمللی را به شدت تهدید کند، موضوعی که برای اقتصاد وابسته به تجارت چین اهمیت حیاتی دارد. همزمان تحلیلگران معتقدند پکن ترجیح میدهد از طریق فشار دیپلماتیک و میانجیگری، بحران را مهار کند تا از تبدیل خاورمیانه به میدان تقابل مستقیم قدرتهای بزرگ جلوگیری شود.
در میان کشورهای جهان اسلام و برخی دولتهای آسیایی نیز واکنشهایی نزدیک به موضع ایران مشاهده شد؛ پاکستان حملات را «غیرموجه» خوانده و خواستار توقف فوری تنش گردید، در حالی که اندونزی پیشنهاد میانجیگری برای جلوگیری از گسترش جنگ را مطرح کرد. این مواضع نشان میدهد که بخش مهمی از جهان جنوب، تشدید جنگ را تهدیدی علیه ثبات منطقهای و اقتصاد جهانی میداند.
در مقابل، برخی متحدان غربی امریکا ضمن ابراز نگرانی از گسترش جنگ، بیشتر بر مهار برنامههای موشکی و هستهای ایران تأکید کرده و از همه طرفها خواستند به مسیر دیپلماسی بازگردند. رهبران اروپا هشدار دادند که ادامه درگیری میتواند پیامدهای جهانی جدی داشته باشد و امنیت غیرنظامیان را تهدید کند. همزمان برخی کشورهای خلیج حملات تلافیجویانه ایران به پایگاههای منطقهای را محکوم کرده و از حمایت امنیتی متقابل سخن گفتند، امری که نشاندهنده خطر گسترش میدان جنگ به کل منطقه است.
از منظر تحلیلی، بسیاری از ناظران بینالمللی این جنگ را نقطه تلاقی رقابتهای بزرگ جهانی میدانند؛ جنگی که تنها میان ایران و اسرائیل یا ایران و امریکا محدود نمیماند، بلکه بخشی از رقابت وسیعتر نظم جهانی میان بلوک غرب و قدرتهای شرقی محسوب میشود. محکومیت گسترده حملات اولیه از سوی روسیه، چین و شماری از کشورهای آسیایی و اسلامی نشان میدهد که مشروعیت اقدام نظامی یکجانبه به چالش کشیده شده و شکاف سیاسی جهانی عمیقتر شده است.
پیشبینی مسیر آینده جنگ به چند عامل وابسته است. اگر حملات محدود باقی بماند، احتمالاً بحران به یک تقابل بازدارندگی تبدیل خواهد شد که هر طرف تلاش میکند بدون ورود به جنگ تمامعیار، قدرت خود را نشان دهد. اما اگر تلفات گسترده یا حمله به زیرساختهای حیاتی انرژی رخ دهد، احتمال تبدیل بحران به جنگ منطقهای بسیار بالا خواهد رفت؛ جنگی که میتواند مسیر نفت، تجارت جهانی و حتی توازن قدرت بینالمللی را تغییر دهد. تحلیلگران هشدار میدهند که ادامه این روند ممکن است آغاز مرحلهای تازه از «جنگهای نیابتی گسترده» در خاورمیانه باشد، جایی که رقابت قدرتهای بزرگ نه در میدان مستقیم، بلکه از طریق متحدان منطقهای ادامه یابد.
در مجموع، فضای کنونی نشان میدهد که حملات نظامی اخیر نه تنها موجب محکومیت گسترده در بخش بزرگی از جامعه جهانی شده، بلکه خطر فروپاشی سازوکارهای دیپلماسی و افزایش بیثباتی جهانی را نیز به همراه آورده است. جهان اکنون در نقطهای ایستاده که یا مسیر مهار سیاسی و مذاکره انتخاب میشود، یا چرخه اقدام و واکنش میتواند منطقهای حساس را به بحرانی طولانی و تعیینکننده برای آینده نظم بینالملل تبدیل کند.




