حاکمیت و مسئولیت نجات کشور از جنگ نیابتی
خبر
ذبیح الله ابراهیمی
2/27/20261 min read


افغانستان میان آتش جنگ تحمیلی
مسئولیت تاریخی حاکمیت برای نجات کشور از جنگهای نیابتی
در حالی که مردم افغانستان هنوز از پیامدهای دههها جنگ و بیثباتی رهایی نیافتهاند، حملات اخیر نظامی پاکستان بر مناطق داخل خاک افغانستان بار دیگر خطر نقض استقلال ملی و تهدید تمامیت ارضی کشور را برجسته ساخته است. این حملات که طبق گزارشهای منتشرشده منجر به کشته شدن غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان گردیده، موج گسترده نگرانی و خشم عمومی را در میان شهروندان افغانستان در داخل و خارج برانگیخته است.
هرحاکمیتی در افغانستان به عنوان یک کشور مستقل و عضو جامعه جهانی، حق مسلم دارد که از حاکمیت ملی و امنیت شهروندان خود دفاع کند و هرگونه عملیات نظامی خارجی در داخل خاک کشور، نقض صریح اصول حقوق بینالملل و تجاوز به حریم ملی محسوب میشود.
اردوی پاکستان حملات هوایی در ولایتهای شرقی وجنوبی افغانستان مناطق مسکونی را هدف قرار داده و باعث تلفات غیرنظامیان شده است که قربانیان این حملات بیشتر افراد ملکی بودهاند، موضوعی که نگرانیهای جدی را در سطح ملی و بین المللی ایجاد کرده است .
در واکنش به این حملات، نیروهای حاکم در افغانستان عملیات تلافیجویانهای را در امتداد خط فرضی دیورند انجام دادند. این تحولات نشان میدهد که ادامه سیاست فشار نظامی میتواند منطقه را به سوی یک درگیری گستردهتر سوق دهد؛ درگیریای که بیشترین هزینه آن را مردم بیدفاع افغانستان خواهند پرداخت.
موارد اختلافی از جمله مسئله خط دیورند همواره یکی از حساسترین موضوعات تاریخی میان دو کشور بوده است. بسیاری از آگاهان سیاسی باور دارند که استفاده از فشار نظامی برای حل اختلافات تاریخی نه تنها مشکل را حل نمیکند، بلکه بیثباتی منطقهای را عمیقتر میسازد.
افغانستان بارها تأکید کرده است که اختلافات باید از طریق گفتوگو و احترام متقابل حل گردد، نه از مسیر حملات نظامی و تهدید امنیت شهروندان.
با تحلیل وارزیابی حالات جاری میتوان پیش بینی کرد که ادامه چنین وضعیت میتواند افغانستان را بار دیگر به میدان جنگهای نیابتی تبدیل کند؛ وضعیتی که در گذشته نیز هزینههای سنگینی بر مردم کشور تحمیل کرده است. رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی در خاک افغانستان، نه امنیت منطقه را تأمین کرده و نه ثبات داخلی را به همراه آورده است.
تجربه تاریخی نشان داده است که هرگاه وحدت داخلی در افغانستان تضعیف شده، زمینه برای مداخلات خارجی فراهم گردیده است. از همین رو، حفظ انسجام ملی امروز بیش از هر زمان دیگر اهمیت دارد.
مسئولیت تاریخی حاکمیت برای ایجاد مشروعیت ملی مقتضی آن است تا در کنار دفاع از مرزها، مسئولیت اساسی که ایجاد پایههای مشروعیت ملی است اداء نماید . امنیت پایدار تنها با قدرت نظامی تأمین نمیشود، بلکه نیازمند اعتماد مردم و مشارکت ملی است.
ایجاد یک شورای ملی فراگیر، تدوین قانون اساسی مورد قبول مردم و فراهمسازی زمینه مشارکت عمومی در تعیین سرنوشت سیاسی کشور میتواند افغانستان را از چرخه بحران بیرون سازد. دولتی که از رأی و حمایت مردم برخوردار باشد، در برابر فشارهای خارجی با قدرت بیشتری از استقلال کشور دفاع خواهد کرد.
دفاع از شهروندان، اساس استقلال واقعی در کشور است ، تحولات اخیر بار دیگر ثابت کرد که نخستین قربانی جنگها مردم عادی هستند. کودکان، زنان و خانوادههایی که هیچ نقشی در منازعات سیاسی ندارند، بیشترین آسیب را متحمل میشوند. بنابراین دفاع از افغانستان تنها دفاع از جغرافیا نیست، بلکه دفاع از حق زندگی، کرامت انسانی و آینده نسلهای کشور است.
استقلال واقعی زمانی تحقق مییابد که امنیت شهروندان، عدالت سیاسی و وحدت ملی در کنار هم قرار گیرد.جمعبندی
حاکمیت موجود در افغانستان امروز در برابر یک آزمون تاریخی قرار دارد. ادامه حملات خارجی و تشدید تنشهای نظامی میتواند کشور را بار دیگر وارد چرخه جنگهای نیابتی سازد. اما با تقویت مشروعیت ملی، وحدت داخلی و دفاع قاطع از تمامیت ارضی، افغانستان میتواند مسیر متفاوتی را انتخاب کند؛ مسیری که در آن اراده مردم، نه رقابت قدرتها، آینده کشور را تعیین نماید.


