بحرانهای همزمان در سه جبهه، از کابل تا کییف و ژنو
خبر
اطلاع رساتی ابراهیمیان
2/26/20261 min read
تشدید تنشهای منطقهای و رقابت قدرتهای بزرگ در نظم در حال تغییر جهانی
در روزهایی که تحولات سیاسی و امنیتی با سرعتی چشمگیر جریان دارد، سه محور مهم ژئوپولیتیک، یعنی افغانستان، پرونده ایران و امریکا، و جنگ اوکراین و روسیه، همزمان در صدر اخبار رسانههای معتبر جهانی قرار گرفتهاند. گزارشهای منتشرشده از سوی Reuters، BBC، Al Jazeera و Associated Press نشان میدهد که فضای بینالمللی بیش از هر زمان دیگر با بحرانهای موازی و درهمتنیده روبهرو است.
افغانستان، امنیت شکننده و فشار انسانی
در هفتههای اخیر، تنشهای مرزی میان افغانستان و پاکستان بار دیگر افزایش یافته است. گزارشها از تبادل آتش و حملات متقابل حکایت دارد که نگرانی از بیثباتی گستردهتر در منطقه را تقویت کرده است. این وضعیت در حالی رخ میدهد که افغانستان همچنان با بحران اقتصادی عمیق و محدودیت دسترسی به منابع مالی بینالمللی مواجه است.
همزمان، نهادهای امدادرسان بینالمللی نسبت به فشار ناشی از بازگشت گسترده مهاجران و کاهش کمکهای خارجی هشدار دادهاند. ساختار اقتصادی شکننده، بیکاری گسترده و رکود بازار، ظرفیت اداره ای طالبان برای مدیریت بحرانهای همزمان را کاهش داده است.
افغانستان اکنون در نقطه تلاقی سه چالش قرار دارد، فشار امنیتی در مرزها، انزوای سیاسی در سطح بینالمللی، و بحران انسانی داخلی. ادامه این وضعیت میتواند زمینهساز بیثباتی اجتماعی شود، به ویژه اگر منابع حمایتی خارجی بیش از این کاهش یابد. در چنین شرایطی، هرگونه تشدید تنش منطقهای میتواند پیامدهای فراتر از مرزهای افغانستان داشته باشد.
ایران و امریکا، دیپلماسی در سایه فشار
گزارشهای منتشرشده از مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و ایالات متحده نشان میدهد که گفتوگوها درباره پرونده هستهای همچنان ادامه دارد، اما فضای بیاعتمادی پابرجاست. واشنگتن بر محدودسازی برنامه هستهای ایران و نظارت گسترده تأکید دارد و تهران خواهان تضمین عملی برای رفع تحریمها و پایبندی بلندمدت طرف مقابل است.
در کنار مسیر دیپلماسی، ابزار فشار اقتصادی نیز فعال باقی مانده است. برخی تحریمهای تازه و موضعگیریهای سیاسی تند، فضای مذاکرات را حساستر کرده است.
الگوی کنونی روابط ایران و امریکا ترکیبی از مذاکره و فشار است. هر دو طرف تلاش میکنند بدون نشان دادن عقبنشینی آشکار، امتیاز بیشتری کسب کنند. این وضعیت، مذاکرات را شکننده و زمانبر ساخته است. هر تحول در منطقه، از جنگ اوکراین گرفته تا بحرانهای خاورمیانه، میتواند بر روند گفتوگوها اثر بگذارد.
اوکراین و روسیه، جنگ فرسایشی و تغییر ماهیت نبرد
چهارمین سالگرد جنگ اوکراین در حالی سپری شد که نبردها همچنان ادامه دارد. گزارشهای میدانی نشان میدهد که استفاده گسترده از پهپادها و حملات دوربرد، شکل جنگ را دگرگون کرده است. هر دو طرف تلاش دارند زیرساختهای حیاتی و مسیرهای تدارکاتی طرف مقابل را هدف قرار دهند.
حمایتهای نظامی غرب از کییف ادامه دارد، اما در برخی کشورهای اروپایی بحثهایی درباره هزینههای بلندمدت این جنگ مطرح شده است. روسیه نیز با وجود فشارهای اقتصادی، توانسته بخشی از ظرفیت تولید نظامی خود را حفظ کند.
جنگ اوکراین وارد مرحلهای فرسایشی شده است. نه پیروزی قاطع در کوتاهمدت قابل تصور است و نه عقبنشینی کامل یکی از طرفین. در چنین شرایطی، تداوم جنگ به معنای افزایش هزینههای اقتصادی و سیاسی برای همه بازیگران خواهد بود. تغییر ماهیت جنگ به سوی فناوریهای ارزانتر و پهپادی، نشان میدهد که الگوهای سنتی نبرد در حال تحول است.
امریکا در سه جبهه همزمان
ایالات متحده در حال مدیریت سه پرونده مهم است، حمایت از اوکراین در برابر روسیه، مذاکرات حساس با ایران، و رصد تحولات افغانستان و آسیای جنوبی. این همزمانی، فشار دیپلماتیک و استراتژیک قابل توجهی ایجاد کرده است.
واشنگتن تلاش میکند در اروپا نقش رهبری خود را حفظ کند، در خاورمیانه از درگیری مستقیم جلوگیری نماید، و در جنوب آسیا از گسترش بیثباتی منطقهای جلوگیری کند. اما پیچیدگی بحرانهای همزمان، سیاست خارجی امریکا را در معرض آزمونی جدی قرار داده است.














